سلطان محمد مطربي سمرقندي

341

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 100 ] واقفى بدخشانى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] واقفى بدخشانى ، شاعرى بود ظريف‌طبع و پاكيزه‌ادا ، چند روزى در ايام سلطنت جوانمرد عليخان ، در سمرقند مىنمود و همواره طريق مروّت و جوانمردى را ، مىپيمود و از مصاحبت لئام « 1 » متوحش بود . بپرهيز « 2 » اى برادر از لئيمان * بنا كن خانه در كوى كريمان ز دونان دون شوى و از كسان كَس * ز نيكان نيك گردى ، از خسان خَس ملا واقفى از فنّ شعر صاحب وقوف بود و اين غزل از گفتار اوست : غزل : من به يك بار از وصال يار افتادم جدا * زار و حيران زآن گل رخسار افتادم جدا خاك راهش مىشوم هردم به صد روى نياز * وه چه كردم ز آن عدو رفتار افتادم جدا بىگل روى تو هردم زار نالم در فراق * همچو بلبل از گل و گلزار افتادم جدا در ملامت بودم از عشق تو اى سلطان حُسن * از ملامت كردن بسيار افتادم جدا هرزمان از شوق اى گل گريه مىكردم چو شمع * « واقفى » از گريهء بسيار افتادم جدا و اين مطلع را نيز ، نيكو گفته : مطلع : تو راست رسم كهن اى « 3 » نگار رنجيدن * مراست شيوهء پيشينه مهر ورزيدن

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( ايّام ) . ( 2 ) . در اصل : ( به‌پرهيز ) . ( 3 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( هاى ) .